تبليغاتX
دلتنگیهایم را با پاک کن مینویسم - من یک دیوم
دلتنگیهایم را با پاک کن مینویسم

بعضی وقتا فکر میکنم  یک دیوم یک دیو بد فکر میکنم اینقدر  بدم که خودم رو یک دیو میبینم   یه دیو زشت ، سیاه شاید وقتی خودم رو  گناهکار میبینم فکر میکنم رو سیاهم، یک دیوم.

 اما من شنیدم دیو ها هم، خوب و بد دارند اونها هم مختلف اند مثلا خوبند، مهربونند، ساده دلند،  شاعراند نقاش اند، فیلمساز مستند اند«در مورد انسانها فیلم میسازند» بعضیاشون سیاستمدارند، دیکتاتورند خیانت کارند، ثروتمندند، پاچه خارند و گروهی هم مثل اکثر ما انسانها بی پول و زیر خط فقرند...

 بگذریم وقتی فکر میکنم  خوبم ، کار خوب انجام دادم و از خودم راضیم باز فکر میکنم یه دیوم، یه دیو ساده دل مهربون ، یه دیو سفید و خوش چهره  ،یه دیو خوب . بعد سر گردون میشم که چطور میشه هم خوب بود و هم گاهی بد شد . از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون این اواخر بالاخره بعد از کلی فکر فهمیدم که بله واقعا من یه دیوم ولی نه یک دیو معمولی ، یک دیو خاص ،شاید یک دیو شطرنجی.


ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و سوم شهریور 1387 :: 10:0 :: توسط : ذهن یاغی
درباره وبلاگ
از روز اول شروع کردیم به خط خطی، بعضی وقتها خوب بوده ولی بیشتر اوقات اون چیزی نبوده که میخواستیم صفحه ی سفید زندگیمونو پر کردیم از خط های بی هدف و گنگ وپوچ وحالا که به اینجا رسیدیم صفحه ی دلمون ، زندگیمون پر شده از خطهای محو سیاه و دلگیر .
بیا یه تصمیم بگیریم یه پاک کن برداریم ، با پاک کردن سیاهیا شروع کنیم به نوشتن، به نوشتن کلمات خوب نوشتن اون چیزهایی که میخوایم نوشتن زندگی، عشق دوستی ، نوشتن من ، نوشتن تو...
بیا یه منظره بکشیم منظره ای که ارزشش رو داشته باشه که پاک کنمون رو تموم کنیم مثلاً منظره ی دریا، یه دریای بزرگ، یه اسمون، یه اسمون روشن ، پاک . یه صفحه ی ، یه صفحه ی پاک یک صفحه ی جدید یک صفحه ی نو...
آرشيو وبلاگ