تبليغاتX
دلتنگیهایم را با پاک کن مینویسم
دلتنگیهایم را با پاک کن مینویسم

سلام دوستان خیلی وقت بود چیزی نمینوشتم و نمینوشتم ،نه در وبلاگ و نه در خلوت  خودم . بالاخره فرصت شد بعد از چند ماه چیزهایی رو بنویسم که خودم دوست دارم اسمش رو -اندیشه- بذارم.

منتظر نظرهاتون هستم.

 

پاره ای از روز ، نامه های خبری را میخوانم

   و پاره ی دیگر -روز پاره نامه ها- را پاره میکنم

***

کتابهایی را که خوانده ام را روی هم میگذارم

ولی کتابهای ناخوانده ام را باید به صورت افقی بچینم...

***

وقتی دستانم را مینگرم

                              به پیرمردی می اندیشم که      آجر به دنیا می آورد...

 

 


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه دوم دی 1387 :: 22:23 :: توسط : ذهن یاغی
درباره وبلاگ
از روز اول شروع کردیم به خط خطی، بعضی وقتها خوب بوده ولی بیشتر اوقات اون چیزی نبوده که میخواستیم صفحه ی سفید زندگیمونو پر کردیم از خط های بی هدف و گنگ وپوچ وحالا که به اینجا رسیدیم صفحه ی دلمون ، زندگیمون پر شده از خطهای محو سیاه و دلگیر .
بیا یه تصمیم بگیریم یه پاک کن برداریم ، با پاک کردن سیاهیا شروع کنیم به نوشتن، به نوشتن کلمات خوب نوشتن اون چیزهایی که میخوایم نوشتن زندگی، عشق دوستی ، نوشتن من ، نوشتن تو...
بیا یه منظره بکشیم منظره ای که ارزشش رو داشته باشه که پاک کنمون رو تموم کنیم مثلاً منظره ی دریا، یه دریای بزرگ، یه اسمون، یه اسمون روشن ، پاک . یه صفحه ی ، یه صفحه ی پاک یک صفحه ی جدید یک صفحه ی نو...
آرشيو وبلاگ