سلام دوستان خیلی وقت بود چیزی نمینوشتم و نمینوشتم ،نه در وبلاگ و نه در خلوت خودم . بالاخره فرصت شد بعد از چند ماه چیزهایی رو بنویسم که خودم دوست دارم اسمش رو -اندیشه- بذارم.
منتظر نظرهاتون هستم.
پاره ای از روز ، نامه های خبری را میخوانم
و پاره ی دیگر -روز پاره نامه ها- را پاره میکنم
***
کتابهایی را که خوانده ام را روی هم میگذارم
ولی کتابهای ناخوانده ام را باید به صورت افقی بچینم...
***
وقتی دستانم را مینگرم
به پیرمردی می اندیشم که آجر به دنیا می آورد...
